زندگی برای کار یا کار برای زندگی!!


امروز دوست دارم یک تجربه کاملا شخصی را با شما در میان بگذارم، تجربه ای که برای من هزینه های سنگینی داشته است. این مسئله ای که میخواهم بگویم گریبانگیر خیلی ها چون من در ایران بوده و هست ولی زمانی من آگاه شدم که شرایط استرالیا را دیدم و توانستم یک مقایسه ساده ای داشته باشم.

ایران که بودیم من وعلی بیشترین زمان خود را به کار کردن در محل کارمان اختصاص می دادیم، به دلیل مشغله های زیاد کاری، بعضی روزها کمتر از2 ساعت همدیگر را می دیدیم. علی بواسطه شغلش ساعات زیادی را درگیر کار بود و حتی روزها و ساعاتی که سر کار هم نبود، تعطیلات آخر هفته، تعطیلات نوروزی و... عملا از شر تماسهای محل کار در امان نبود. این مسئله و مضرات آن کم کم با اضافه حقوق هایی که اکثرا ازمیزان خود حقوق هم بالاتر بود و پاداشهای قابل توجه، به یک امر عادی و یک وظیفه تبدیل شده بود. هر وقت اعتراضی میکردیم، مستقیم یا غیر مستقیم به میزان حقوق اشاره ای میکردند و این امر باعث میشد که علیرغم حجم زیاد کار، همیشه در اعتراضها بدهکارهم میشدیم. نکته جالب این بود که کم کم نبود هر کدام از ما و نداشتن زمان کافی برای هم، با پول جایگزین میشد و این اتفاق به قدری آرام آرام در زندگی ما رخنه کرده بود که خودمان هم از حضور چنین معضلی غافل بودیم. همیشه احساس میکردیم که جای یک چیزی خالی است، با توجه به اینکه هیچ مشکل مهمی در زندگی نبود ولی احساس لذتی که آرزویش را داشتیم نمی بردیم، خودمان را هم متقاعد کرده بودیم که شرایط کاری ما اینچنین است و چاره دیگری نداریم، یا باید کاررا به کل تغییر دهیم و یا هر جای دیگری هم که برویم به دلیل یکسان بودن ماهیت کار، آش همان آش است و کاسه همان کاسه. خلاصه اینکه به جواب مناسبی نمی رسیدیم. تا میخواستیم در این مورد فکر کنیم به طور اتوماتیک جوابهایی که دوست داشتیم بشنویم سراغمان می آمد و صد البته دلیل اصلی آن این بود که وقت کافی برای فکر کردن در مورد مشکلی که تمام زمان ما را به خود اختصاص داده بود، نداشتیم.

سالها بر همین منوال گذشت و گذشت تا اینکه به استرالیا آمدیم، وعلی اینجا مشغول کار شد. از آنجاییکه، کار اینجا همان ماهیت کار قبلی در ایران را دارد، دوباره شرایط آنکال بودن و حجم زیاد کار بوجود آمد. همان هفته اول یک موبایل برای آنکال بودن و یک عدد لپ تاپ جهت انجام برخی کارها در ساعات غیر کاری تحویل داده شد. پر واضح است، برای ما که بیشترین ساعات روز را در محل کار گذرانده بودیم این شرایط کاملا مانوس و قابل پذیرش بود. ولی یک تفاوت قابل توجهی وجود داشت و اینکه اینجا ازاضافه حقوق به ازای اضافه کاری و حق آنکالی خبری نیست و فقط میتوانید ساعاتی که اضافه کار کرده اید را جمع کنید و مرخصی بروید(ُُTime In Lio). ابتدا برای من خیلی غریب بود و بعضی اوقات در ذهن خودم اعتراض شدیدی به شرایط موجود میکردم.  تا اینکه بعد از اتمام پروژه، شرکت برای تشکر از ساعاتی که اضافه کار انجام شده بود یک هفته مرخصی تشویقی به علی داد، یعنی به پاس ساعاتی که در آخر هفته سر کار بوده و درحقیقت زمانی که سهم خانواده اش بوده را با مرخصی جبران کردند یا به قولی زمان با ارزش در کنار خانواده بودن را با پول معامله نکردند. این شرکت علاوه بر دلایل اقتصادی که برای خودش قابل توجیه بوده حداقل به یک امربسیارمهم اهمیت داده و آن خانواده است، چیزی که در ایران فقط به یک واژه نمادین قابل احترام در لفظ بدل شده است.

این موضوع برای ما تلنگوری شد، تازه بعد از سالها به عمق فاجعه پی بردیم. در ایران برای ما خانواده، به زبان در اولویت اول ولی در عمل، در اولویت دوم و یا حتی پایین تر قرار داشت. البته این را هم بگویم اینجا دوستانی هستند که در شرکتهایی مشغولند که نه تنها از مرخصی تشویقی خبری نیست، حتی یک تشکر خشک و خالی هم بابت زحمات زیادی که متحمل شده اند، نمی شود. منظورم این نیست که همه شرکتها در استرالیا پایبند به چنین اصولی هستند. این را فقط ازاین جهت گفتم، که این مقایسه توانست دریچه ای جدید را در ذهن ما باز کرده و ریشه آن احساس نارضایتی را نشانمان دهد. امیدوارم حتی اگر این شرکت جزو موارد خاص در استرالیا است همواره براین باور زیبا پابرجا مانده و به ما نیز کمک کند که یاد بگیریم خانواده را در اولویت اول زندگی خویش قرار دهیم.

اگر شما هم جزو کسانی هستید که بیشترین وقت خود را به کار اختصاص می دهید، لحظه ای دست از کار بکشید و زندگی خود را مرور کنید، تصمیم بگیرید و مسیرتان را عوض کنید. چه بسا که از مابقی لحظات با هم بودنمان لذت ببریم.

 

معرفي خدمات گرين آيلند (Green Island Services)

    صبا به خوش خبري هدهد سليمان است         که مژده طرب از گلشن سبا آورد      

يکي از سوالاتي که هميشه ذهن مرا به خود مشغول کرده است اين بوده که چگونه ميتوان بهترينها را در يک سفر تجربه نمود. هر گاه با دوستان مختلفي صحبت ميکردم هر يک از نقطه نظر خود سفرش را توصيف ميکرد، با دقت بيشتر در کلياتي که عنوان ميشد دريافتم که صرفنظر از تفاوتهاي زيادي که در سليقه هاي افراد وجود دارد، همگان اصل مشترکي را جستجو مي کنند و آن برآورده شدن نيازها مطابق با خواسته هايشان است و هر چقدر اين نزديکي بيشتر باشد شدت رضايت افراد بالاتر ميرود. 

از اين رو تصميم گرفتم تجارب موجود خود را با دوستان و خوانندگان وبلاگم در ميان گذارم که اين خود باعث آشنايي با دوستان بيشتري شد که  هر يک به روشي سوالاتشان را در مورد اين کشور مي پرسيدند و در تمام اين سوالات گويا دغدغه ناشناخته بودن اين مکان بوضوح ديده ميشد. پر واضح است که با تمام تلاشي که اکثر وبلاگ نويسان در اطلاع رسانی مي کنند هنوز گروهي از افراد نگرانيهايي براي ورود، اقامت اوليه و مسائل مربوط به آن را در سر مي پرورانند. از اين رو به کمک علی عزیز و دوستان دیگر تصميم گرفتيم که علاوه بر اطلاع رساني که همواره هدف اصلي اين وبلاگ بوده و هست، خدمات ديگري را به صورت کاربردی براي مسافرانی که عازم اين کشور پهناورهستند فراهم کنيم. به همين منظور تيمي را به شکل کاملا منسجم تحت نام گرين آيلند با هدف ارائه خدمات و اطلاع رساني به هموطنان عزيز گردهم آورديم.  همواره بر اين باورم که بايد در روشن نگه داشتن گوي محبت و دست به دست شدن آن درچرخه زندگي، نقش به سزايي داشت که در غير اين صورت، بر زمين گذارده شده و لاجرم به سردي و خاموشي مي گرايد. 

گرين آيلند از زمان تهيه بليط هواپيما، چگونگی ارسال فريت و دريافت آن، رزرو محل اقامت موقت، ترانسفر فرودگاهي، تهيه خط موبايل و اينترنت، و تهيه مسکن براي اقامت دائم ميتواند در کنار شما باشد. به منظور آگاهي هر چه بيشتر از جزئيات خدماتي که گرين آيلند براي شما دوستان فراهم مي کند ميتوانيد به آدرس سایت مراجعه فرمائيد.

با ما همراه شويد.

 

بازار سهام (قسمت اول)


ازآنجائيکه هميشه به خريد و فروش سهام علاقمند بودم، اينجا هم جذب بازار سهام شدم و براي تجربه کردن دل به دريا زدم. در اين پست سعي دارم تعاريف اوليه و مقدماتي دربازار سهام استراليا را توضيح دهم. اين مطالب ميتواند براي دوستاني که مثل من علاقمند به سرمايه گذاري در بازار سهام هستند، جذاب باشد و موجب شود سريعتر با مفاهيم اوليه بازار اينجا آشنا شده و در صورت علاقمندي شروع کنند. شايد شنيده باشيد "بورس" يک کلمه فرانسوي است که معادل Stock Exchange به کار برده ميشود. در حقيقت اين نام مربوط به يک خانواده هلندي به نام Van Bourse مي باشد که مبادرت به تجارت گلهاي لاله در قرن 17 ميلادي کرده بودند. در آن زمان گلهاي لاله به همان شکلي که امروزه سهام معامله ميشوند، مورد داد و ستد قرار مي گرفته است.

همانطور که ميدانيد بازار سهام مکاني است که سهام کمپانيهاي مختلف در آنجا خريد و فروش ميشوند. در استراليا اين فعاليت از طريق ASX  يا Australian Securities Exchange که درر سال 1987 تاسيس شده است، انجام مي گيرد. در حقيقت ASX از ادغام سازمانهاي بورس موجود در شش شهر بزرگ استراليا بوجود آمده است. سهامداران هميشه با تعداد زيادي کمپاني براي انتخاب جهت سرمايه گذاري روبرو هستند و ASX حدودا 1500 کمپاني را در فهرست خود وارد کرده است. اما حتما اين ضرب المثل قديمي را شنيده ايد که ميگه هيچ وقت همه تخم مرغهايتان را داخل يک سبد قرار ندهيد، از اين رو ميتوان اين کمپانيها را به چند دسته بزرگ خدمات مالي، صنعتي و بهداشتي تقسيم بندي کرده و با سرمايه گذاري در دسته هاي متفاوت ميزان ريسکتان را کاهش دهيد. قبل از شروع حتما سري به سايت ASX بزنيد، در اين سايت از طريق ASX Sharemarket Game ميتوانيد چند وقتي تمريني سرمايه گذاري کرده و ببينيد حاصل آن چگونه خواهد بود و پس از اطمينان از شناخت بازار اينجا وارد دنياي واقعي سهام شده و اقدام به خريد نماييد.

Stockbroker در حقيقت همان کارگزاري است که دسترسي مستقيم به بازار جهت خريد و فروش سهام دارد و به منظور اين دسترسي مبالغي را از سهامداران دريافت مي کند. تعداد این کارگزاران در اینجا تقريبا زياد و البته نرخ تعريف شده دریافتی توسط آنها يکسان نبوده و در بعضي موارد تفاوتهاي قابل توجهي وجود دارد. کارگزاران علاوه بر خريد و فروش سهام خدمات ديگري را نيز ارائه ميدهند. از جمله اين خدمات، مشاوره براي خريد و فروش سهام است و درحقيقت مهمترين وجه تمايز بين کارگزاران محسوب مي شود که البته اين مورد نيز هزينه مربوط به خودش را شامل ميشود. از جمله تفاوتهاي ديگر بين کارگزاران عبارتست از محدوده سرمايه سهامدار جهت سرمايه گذاري و آنچه براي داد وستد در نظر گرفته شده است. بزرگترين مزيت اين کارگزاران امکان خريد و فروش آنلاین از طريق وب سايتشان است. در زير ليست بعضي از کارگزاران را براي نمونه  ميتوانيد ملاحظه فرمایید:

·         ETRADE Australia Securities Limited

·         ABN AMRO Morgans Limited

·         Commonwealth Securities Limited

·         National Online Trading Limited

·         Westpac Securities Limited

·         Third Party Platform Pty Ltd

·         Macquarie Equities Limited

 Dividend يا سود سهام، در حقيقت همان سودي است که از طريق کمپاني به عنوان پاداش به سهامداران تعلق مي گيرد. اکثر کمپانيهاي موجود در ASX غالبا دو بار در سال سود پرداخت مي کنند که اولي را به نام سود موقتي (Interim Dividend) و دومي تحت نام سود نهايي (Final Dividend) ارائه ميشود. البته کمپانيها مجبور به پرداخت 2 بار سود در سال نيستند و اين تعداد ميتواند کمتر يا بيشتر باشد. حتي ديده شده است که گاهي کمپاني سودي خاص به دليل رويداد ويژه اي به سهامداران خويش پرداخت مي نمايد.

ادامه دارد ...
 

دوره EAP در TAFE


اين روزها سرم خيلي شلوغه، دوره EAP همچنان ادامه داره و زمان امتحانات فرا رسيده . خلاصه حسابي درگيرم کرده است. دوستان لطف دارند و مي پرسند که چرا دير دير آپ مي کنم، راستش را بخواهيد، دليلش همين دوره EAP هست

همانطور که در پست قبلي با نام "ارتقاي سطح زبان" اشاره کردم موسسه TAFEدوره ای را به نام        (EAP  (English for Academic Purpose برگزار می کند که حدودا ۵ ماهی طول می کشد. نیمسال اول آن از فوریه شروع شد و  تا اواخر ماه ژوئن ادامه دارد. وسط ترم دو هفته ای هم تعطیلات است. کلاسها به مدت ۴ روز در هفته و از ساعت ۹ صبح تا ۲:۳۰ بعد از ظهر تشکیل می شوند که اصطلاحا دوره تمام وقت به آن گفته میشود. در انتهاي دوره در صورتیکه ۶۰٪ از نمرات هر یک از دروس کسب شود، به فرد مورد نظر Certificate IV داده خواهد شد که تعدادی از دانشگاه ها اين گواهينامه را به جاي مدرک آيلتس آکادميک مي پذيرند.

در اين دوره علاوه بر4 مهارتListening ، Speaking، Reading، Writing کلاسهاي Discussion، سمينار و کامپيوتر هم برگزار ميشود. اگرچه تمرکز اصلي دوره بر روي مهارت Writing و ارائه سمينار مي باشد. در بين ترم مرتبا ارزيابي هاي متفاوتي انجام مي گيرد که موجب ميشود موسسه و خود شخص از درصد پيشرفت مطلع شود.

طبق اعلان TAFE ليست دانشگاههایی که در حال حاضر مدرک EAP را به عنوان مدرک IELTS آکادميک مي پذيرند، عبارتند از:

اين دوره که حدود 4 هفته ديگر به پايان آن باقيمانده است براي من دوره پر کاري بود. البته الان اينقدر خسته ام که دعا دعا مي کنم زودتر اين هفته ها هم سپري شود. 

پی نوشت : جهت اطلاع بيشتر از موسسات زبان موجود  و آشنايي بيشتر با محيط چند فرهنگي استراليا ميتوانيد به سايت گرين آيلند مراجعه کرده و از خدماتشان بهره مند شويد.

توصيه هايي قبل از مهاجرت

امروزه اکثر ما مهاجرها قبل از اقدام به مهاجرت، کلي در مورد جايي که مي خواهيم برويم تحقيق مي کنيم، در مورد کارمان، محل اقامتمان فکر مي کنيم، حسابي سبک سنگين مي کنيم و پس از کسب اطلاعات و شناخت مناسب در مورد شرايط جديد، بلاخره تصميم مي گيريم. طبيعتا در اثناي بدست آوردن شناخت مناسب نسبت به وضعيت جديد، درصدد رفع بسياري از مشکلات هم برمي آئيم. مثلا اگر وضع مالي قابل توجهي نداشته باشيم با افزايش ساعت کاري ، پس انداز و... عدم رضايتمان را کم رنگتر مي کنيم، اگر سطح زبانمان راضي کننده نباشد کلاس زبان مي رويم و آن را ارتقا مي بخشيم، اگر مشکل جسمي داشته باشيم با مراجعه به پزشک مشکل را رفع مي کنيم تااينکه آماده مهاجرت مي شويم.

اما چند درصد ما شناخت کافي نسبت به خودمان داريم و مي توانيم واکنش خود را در شرايط سخت پيش بيني کنيم؟ اين سوال زماني به ذهنم رسيد که معلم کلاسمان تستي را براي محک درجه کمال گرايي(Perfectionism) بينمان پخش کرد. جالب توجه اينکه اکثر ايرانيها در زمره اشخاصي قرار داشتند که کمال گرا بودند. اگر چه اين تست در بين افراد معدودي انجام شد ولي مي تواند زنگ خطري برايمان باشد. از اين رو تصميم گرفتم که تست Burns’s Scale را در اين پست بگذارم تا دوستان محکي از خود داشته باشند. زيرا مهاجرت با وجود درجه کمالگرايي بالا در شرايط اقتصادي نامناسب ماههاي اخير، دردسرهاي خاص خودش را به همراه خواهد داشت. در ترجمه بعضي عبارات زير ديدم حق مطلب را نمي توانم به خوبي خود کلمات انگليسي ادا کنم از اين رو مطالب را بدون ترجمه گذاشتم.

مطابق با Burns's Scale براي تست درجه کمال گرايي خود، ابتدا هر عبارت را بخوانيد و سپس شدت موافقت يا مخالفت خود را با يکي از اعداد زير مشخص کنيد:

(+۲) agree strongly, (+1) agree, (0) neutral, (-1) disagree, (-2) disagree strongly

  •   If I don’t set the highest standards for myself, I am likely to end up a second-rate person
  •    People will probably think less of me if I make a mistake.
  •    If I cannot do something really well, there is little point in doing it at all
  •    I should be upset If I make a mistake
  •    If I try hard enough, I should be able to excel at anything I attempt
  •    It is shameful for me to display weaknesses or foolish behavior
  •    I shouldn’t have to repeat the same mistake many times.
  •    An average performance is bound to be unsatisfying to me.
  •    Failing at something important means I’m less of a person.
  •    If I scold myself for failing to live up to my expectations, it will help me to do better in the future 

 در پايان مجموع اعداد بدست آمده را با احتساب علائم مثبت و منفي جمع کنيد. عدد ۲۰ + درجه بالايي از کمال گرايي و عدد ۲۰ - عکس آن را نشان مي دهد.

در صورتيکه آدم کمال گرايي هستيد از همين لحظه روي خودتان کار کنيد تا بتوانيد به واقع گرايي نزديک شويد،

در غير اينصورت شايد لحظات دشواري پس از مهاجرت در انتظارتان باشد!   

در صورتيکه نياز به همراهي و همفکري بيشتزي داريد و احساس ميکنيد در اين مسير حضور يک مشاور ميتواند از دغدغه هاي شما بکاهد ميتوانيد به سايت گرين آيلند مراجعه کرده و از خدماتشان بهره مند شويد.


نرم نرمک ميرسد اينک بهار

وقتي کوچک بودم به همراه خانواده به اطراف تهران مي رفتيم تا برای چهارشنبه سوری بوته جمع کنيم. کلي شادي مي کرديم و شب در کنار همسايگان آتش روشن مي کرديم، بوته هايي که در ابتدا شعله زيادي داشت و بلافاصله کم مي شد و به خاموشي مي گراييد ولی هیجان و شوق کودکانه را در دل ما زنده نگه مي داشت.

سالها گذشت، بوته ها جاي خود را به مواد محترقه و شعله هاي بلند و پر حرارتي دادند که پريدن از روي آنها تا پاسي از شب ميسر نبود. مدتها بود که ديدن شعله هاي پر حرارت آتش در کوچه و خيابان و شنيدن صداهاي مهيب مواد محترقه برايم معناي شادي داشت و حال و هواي نوروز را چندين برابر مي کرد.امسال چهارشنبه سوري را در فرسنگها دور تر از خانواده ولي در کنار هموطنان برگزار کرديم.

با ديدن آتش کوچک و مختصري که دوستان در صف پريدن از آن به انتظار ايستاده بودند دوباره حال هواي بچگي برايم زنده شد!

از صبح که بلند شدم دائم به اين فکر مي کردم که آخرين روز سال ۱۳۸۷ داره سپري ميشه و از هياهوي عيد در اينجا هيچ خبري نيست، اين اولين سالي است که اين جوري به استقبال سال جديد مي رم. انگار که اين آدما نمي دونند امشب چه اتفاقي قراره بيفته، آخه سال داره تحويل ميشه و...

بعد کلاس سري به فروشگاه Coles زدم تا وسايل مورد نياز را براي امشب تهيه کنم. در بدو ورود به فروشگاه با تبریک پر شور و شوق یکی از دوستان ايراني مواجه شدم. خدائيش انگار دنيا را به من داده بودند!! ما هم امشب به اتفاق دوستان دور هم جمع خواهیم شد و نوروز باستانی را جشن می گیریم.

 نوروز ۸۸ بر همه دوستان مبارک، به اميد سالي پر از شادي، سلامتي و موفقيت


کارناوال Mardi Gras

همانطور که مي دانيد کاتوليکها در طول دوره 40 روزه اي اقدام به روزه گرفتن مي کنند و در ایام روزه داریشان از خوردن یکسری غذاها مثل گوشت،تخم مرغ و... پرهیز می کنند.

Mardi Gras يک عبارت فرانسوي به معناي "سه شنبه چاق"، يا "سه شنبه قبل از چهارشنبه توبه" است که در حقيقت يک روز قبل از شروع  ماه مبارکشان! مي باشد. تاريخ اين روز هر ساله جابجا مي شود و با تاريخ عيد پاک رابطه مستقيم دارد.

در اين روز حاميان همجنس گرايي لباسهايي در رنگها و شکلهاي متنوع و البته عجيب و غريب بر تن مي کنند و با حرکات نمايشي در حمايت از همجنس گرايان به رقص و پايکوبي مشغول ميشوند.

اين برنامه به عنوان يکي از بزرگترين جشنواره هاي همجنسگرايان در روز شنبه در خيابان آکسفورد شهر سيدني از ساعت 7:30  آغاز شد و تا پاسي از شب ادامه داشت.

نکته اي که به شدت ذهنم را مشغول کرده اينه که با توجه به استقبال شديدي که از اين مراسم شد و با توجه به اينکه استراليا هنوز آزادي کامل به همجنس گرايان نداده است و عملا ازدواج آنها را به رسميت نمي شناسد  ولي چگونه از گرايش نسل نوجوان به اين سمت جلوگيري مي کند.

فکر مي کنم که با توجه به جذابيتهايي که در اين مراسم ديده مي شود طبيعي است که خيلي ها جذب اين مسائل شوند. در حاليکه نتيجه و تعداد همجنس گرايان در اينجا چنين نتيجه اي را  ثابت نمي کند. احتمالا آموزشهاي بسيار قوي تر و موثرتري در مقايسه با تبليغات، بايستي وجود داشته باشد که اثر آن را در افراديکه مبتلابه نيستند خنثي کند.


ارتقای سطح زبان

در سيدني موسسات متفاوتي براي يادگيري زبان انگليسي وجود دارد، در بين آنها ميتوان به موسسات AMES و  TAFE اشاره کرد.

از جمله کلاسهاي زباني که در TAFEبرگزار مي شود و استقبال خوبي هم از آن شده است دوره           (EAP (English for Academic Purpose مي باشد. در اين دوره کساني مي توانند شرکت کنند که داراي آيلتس 5.5 به بالا بوده، قصد ادامه تحصيل داشته باشند و سن آنها هم از 18 سال به بالا باشد. در صورتيکه اين دوره با موفقيت گذرانده شود، در انتهاي دوره Certificate IV داده خواهد شد که تعدادی از دانشگاه ها اين گواهينامه را به جاي مدرک آيلتس آکادميک مي پذيرند. دوره بسيار جالب و مفيدي است، با توجه به اينکه بر روي هر 4 مهارت زبان انگليسي کار مي شود، در عين حال تمرکز اصلي بر روي مهارت Writing آکادميک است. طول مدت اين دوره 6ماهه و حدود 360 ساعت است و در ۴ روز هفته به صورت تمام وقت برگزار مي شود، هزينه آن نيز 456 دلار مي باشد.

نکته مهم در پرداخت شهريه اينگونه کلاسها از اين قرار است که Centrelink کمکهاي مالي را در اختيار افراد واجدالشرايط  تحت عنوان (LLNP (Language Literacy and Numeracy Program قرار مي دهد، به گونه ايکه اين کلاسها برايشان رايگان تمام مي شود.

تجربه شخصي من در مورد مرکز CentreLink واقع در حومه Hornsby  از اين قرار است:

به منظور واجدالشرايط تحصيل رايگان شدن، با داشتن ويزاي PR، بايستي که ابتدا به CentreLink (طبقه اول-در Hornsby Suburb) مراجعه کرده و توضيح دهيد که به دنبال کار مي گرديد، آنها موظفند که به شما يک  Job Network ID اختصاص دهند. زمانيکه براي پيدا کردن کار در سايتهاي کاريابي، در خواستي را مي فرستيد، اين ID مي تواند مفيد باشد. اين شماره ID حدود 10 روزي معتبر خواهد بود. چند روز بعد از گرفتن ID  فوق مي توانيد مجددا به CentreLink (طبقه سوم- در Hornsby Suburb) رجوع کرده و اعلان کنيد که با اين سطح زبانتان قادر به پيدا کردن کار نيستيد و نياز به يادگيري زبان داريد. در اين صورت CentreLink شما را به موسسه TAFE معرفي خواهد کرد و از آنها درخواست مي کند که براي شما زمان مصاحبه اي را مشخص  کنند. سپس TAFE با شما تماس خواهد گرفت و زمان مصاحبه را اعلام مي کند، بعد از برگزار شدن مصاحبه و مشخص شدن نتيجه آن، شما در کلاسي که آنها تشخيص داده اند، مي توانيد به صورت رايگان ثبت نام کرده و هزينه آن را CentreLink به TAFE پرداخت خواهد کرد. اما تمام مراحل فوق را برخي از دوستان رفته اند و به بن بست رسيده اند زيرا جوابي که CentreLink به آنها داده اين است که ويزاي شما (SubClass 136) واجدالشرايط براي آموزش رايگان نمي باشد.

نکته کنکوري و سرنوشت ساز در اين قسمت از اين قرار است که وقتي وارد CentreLink مربوطه در حومه Hornsby مي شويد و مي خواهيد تقاضاي کلاس زبان دهيد دقت کنيد که با مرد چيني محترمي که در آنجا نشسته و مسئول پاسخگويي به شما است نيفتيد، زيرا اين چاينيز محترم به تمام افراديکه داراي SubClass 136 باشند و چنين درخواستي دهند جواب منفي مي دهد. اما در همان اوايل اتاق مرد اوزي(OZ) بسيار محترم تري نشسته که در کمال آرامش و با حوصله فراوان به صحبتهاي شما گوش مي دهد و در انتها  شما را به TAFE معرفي مي کند. اميدوارم که خدا سايه اين اوزي جوان را از CentreLink کم نکند. پس دقت فرمائيد که تفاوت بين انتخاب چاينيز و اوزي در اين مرحله  به قيمت 456 دلار تمام خواهد شد !!

همانطور که در بالا اشاره کردم اين نکات فقط مربوط به Hornsby مي باشد وقطعا در مناطق ديگر متفاوت خواهد بود ولي نتيجه اخلاقي اينکه قبل از رجوع به CentreLink با دوستانيکه در همان منطقه اقدام کرده اند مشورت نماييد.

پی نوشت: جهت اطلاع بيشتر از موسسات زبان موجود  و آشنايي بيشتر با محيط چند فرهنگي استراليا ميتوانيد به سايت گرين آيلند مراجعه کرده و از خدماتشان بهره مند شويد.

تشکر فراوان

قبل از هر صحبتي از تمامي دوستانيکه  کتبی ،شفاهی و حضوري با ما ابراز همدردي کردند متشکرم و اميدوارم که خودشان و عزيزانشان همواره سلامت و شاد باشند.

امروز بعد از گذشت 17 روز دوباره به سيدني برگشتيم .  دو ماه در شهر آرام و زيباي سيدني بودن و ناگهان وارد تهران دودآلود و شلوغ شدند تناقض غريبي را در ذهن آدم ايجاد مي کنه. همش در حال مقايسه بودم و... دو تا از دوستان خوبمان امروز به جمع  تازه واردين به سيدني اضافه شده اند و در حال حاضر پيش ما هستند.

در اولين فرصت بي پستي اين مدت اخير را جبران مي کنم .


دیگر مگرش به خواب بینم

دیری گذشت، فصلی به سر آمد و قصه ای تمام شد.

مادر مهربان همسر عزیز در کمال آرامش به خاک سپرده شد. مادر مهربانی که برای همگان عزیز بود و هر چه از او در خاطرم نقش بسته، همه خوبی است و شکیبایی و مهربانی.

خدا را شکر می کنم که توانستیم در واپسین روزهای عمر در کنارش باشیم.

در مدت سه هفته اخیر تلخ ترین لحظات زندگی مشترک را تجربه کردم. لحظاتی که به سرعت می گذشت و چقدر زود دیر می شد.

روحش شاد و یادش گرامی