توصيه هايي قبل از مهاجرت

امروزه اکثر ما مهاجرها قبل از اقدام به مهاجرت، کلي در مورد جايي که مي خواهيم برويم تحقيق مي کنيم، در مورد کارمان، محل اقامتمان فکر مي کنيم، حسابي سبک سنگين مي کنيم و پس از کسب اطلاعات و شناخت مناسب در مورد شرايط جديد، بلاخره تصميم مي گيريم. طبيعتا در اثناي بدست آوردن شناخت مناسب نسبت به وضعيت جديد، درصدد رفع بسياري از مشکلات هم برمي آئيم. مثلا اگر وضع مالي قابل توجهي نداشته باشيم با افزايش ساعت کاري ، پس انداز و... عدم رضايتمان را کم رنگتر مي کنيم، اگر سطح زبانمان راضي کننده نباشد کلاس زبان مي رويم و آن را ارتقا مي بخشيم، اگر مشکل جسمي داشته باشيم با مراجعه به پزشک مشکل را رفع مي کنيم تااينکه آماده مهاجرت مي شويم.

اما چند درصد ما شناخت کافي نسبت به خودمان داريم و مي توانيم واکنش خود را در شرايط سخت پيش بيني کنيم؟ اين سوال زماني به ذهنم رسيد که معلم کلاسمان تستي را براي محک درجه کمال گرايي(Perfectionism) بينمان پخش کرد. جالب توجه اينکه اکثر ايرانيها در زمره اشخاصي قرار داشتند که کمال گرا بودند. اگر چه اين تست در بين افراد معدودي انجام شد ولي مي تواند زنگ خطري برايمان باشد. از اين رو تصميم گرفتم که تست Burns’s Scale را در اين پست بگذارم تا دوستان محکي از خود داشته باشند. زيرا مهاجرت با وجود درجه کمالگرايي بالا در شرايط اقتصادي نامناسب ماههاي اخير، دردسرهاي خاص خودش را به همراه خواهد داشت. در ترجمه بعضي عبارات زير ديدم حق مطلب را نمي توانم به خوبي خود کلمات انگليسي ادا کنم از اين رو مطالب را بدون ترجمه گذاشتم.

مطابق با Burns's Scale براي تست درجه کمال گرايي خود، ابتدا هر عبارت را بخوانيد و سپس شدت موافقت يا مخالفت خود را با يکي از اعداد زير مشخص کنيد:

(+۲) agree strongly, (+1) agree, (0) neutral, (-1) disagree, (-2) disagree strongly

  •   If I don’t set the highest standards for myself, I am likely to end up a second-rate person
  •    People will probably think less of me if I make a mistake.
  •    If I cannot do something really well, there is little point in doing it at all
  •    I should be upset If I make a mistake
  •    If I try hard enough, I should be able to excel at anything I attempt
  •    It is shameful for me to display weaknesses or foolish behavior
  •    I shouldn’t have to repeat the same mistake many times.
  •    An average performance is bound to be unsatisfying to me.
  •    Failing at something important means I’m less of a person.
  •    If I scold myself for failing to live up to my expectations, it will help me to do better in the future 

 در پايان مجموع اعداد بدست آمده را با احتساب علائم مثبت و منفي جمع کنيد. عدد ۲۰ + درجه بالايي از کمال گرايي و عدد ۲۰ - عکس آن را نشان مي دهد.

در صورتيکه آدم کمال گرايي هستيد از همين لحظه روي خودتان کار کنيد تا بتوانيد به واقع گرايي نزديک شويد،

در غير اينصورت شايد لحظات دشواري پس از مهاجرت در انتظارتان باشد!   

در صورتيکه نياز به همراهي و همفکري بيشتزي داريد و احساس ميکنيد در اين مسير حضور يک مشاور ميتواند از دغدغه هاي شما بکاهد ميتوانيد به سايت گرين آيلند مراجعه کرده و از خدماتشان بهره مند شويد.


دوران برزخی

وقتیکه ویزایتان می رسد تا زمانیکه سوار هواپیما بشوید ، از نظر من بدترین دورانی است که سپری می کنید و یا به زبان یکی از دوستان زمان برزخی. توصیه ام به  دوستانی که قصد مهاجرت دارند این است که حتما با برنامه ریزی بسیار دقیق حداقل یک ماه قبل از پرواز از کارتان انصراف دهید (استعفا, مرخصی،...) و طمع به آن یک ماه حقوق آخر نداشته باشید. زیرا ماه آخر باید در آرامش به یکسری کارها برسید که در صورت مشغله کاری زیاد دوران زیبایی را براحتی از دست می دهید.

دیگر اینکه لوازمی را که می خواهید با freight ارسال کنید، حدود یک هفته قبل از ارسال، نهایی کرده و پرونده آن را تا شب آخر به امید اینکه ممکن است چیزی را فراموش کرده باشید، باز نگذارید.

جهت اطلاع بيشتر از چگونگي ارسال و دريافت وسايل ميتوانيد به سايت گرين آيلند مراجعه کرده و از خدماتشان بهره مند شويد.

مهاجرت به استراليا

این روزها خیلی استرس دارم. بعضی وقتها به تصمیمی که گرفتم شک می کنم.  نمی دونم چرا هر کی به ما می رسه می گه هیچ جا ایران نمی شه...  شما دیگه چرا ؟...  استراليا چی داره که به این همه سختیش و دوریش بیارزه؟... برای ادامه تحصیل خوبه ولی برای زندگی نه...

یادش به خیر مدیر بخش IT شرکتمان بهم می گفت "برای ۱۰ یا ۱۵ سال خوبه برید. تجربه کنید. تحصیل کنید ولی برگردید. من خودم تجربه زندگی خارج ایران را دارم ولی هرگز دلم نمی خواست تو غربت بمیرم" .

هنوز نمی دونم تعریف غربت چیه. آیا آدم بعد از ۱۵ سال زندگی در يک کشور باز هم غريب است؟  آيا مي شه جاي ديگري هم وطن آدمي باشد؟ اصلا آیا وطن بايد یکی باشه یا آدمی می تونه چندین وطن داشته باشه!!