سال نو میلادی مبارک
شب تحويل سال 2009 را در کنار Harbour Bridge با آتش بازي بسيار زيبايي گذرانديم. از ديدن آتش بازي با اين شکوه و عظمت چشمانم خيره شده بودند. خيلي چيزها در آن شب من را به ياد تحويل سال شمسي خودمان انداخت. مثلا بعد از تحويل سال همه همديگر را مي بوسيدند، يا همه براي شروع آتش بازي لحظه شماري مي کردند (البته خيلي ها هم خوابيده بودند و هر صدايي که مي شنيدند بلند شده، چشمي مي ماليدند و دوباره به خوابيدن ادامه مي دادند!). با توجه به اين که ديدنش لطف بسياري برام داشت ولي باز هم اون تيک تيک ساعت و چرخيدن ماهي قرمز در تنگ آب کنارهفت سين ايراني و شنيدن يا محول الحول والاحوال... و از همه مهمتر دلهره قشنگي که همه ساله در موقع تحويل سال دارم، يک چيزه ديگه است. نمي دونم انگار با گوشت و پوستم عجين شده اند.
امشب رفتيم سينما و فيلم Yes Man را ديديم، در حال پخش فيلم ياد دستفروشهاي ايران افتادم که حتما الان در بساطشون اين فيلم با کيفيت عالي پيدا مي شه و رکورد فروششان را شکسته. موضوع فيلم کاملا کمدي بود. در لابه لاي موضوع نيش و کنايه هاي نه چندان کمي هم به ايراني ها زده بود. آخه هيچکس نيست بگه دختراي ايراني به اين قشنگي، خدائيش آدم قحط بود که اين خانم محترم را انتخاب کرده بودید. البته توهين نشه چهره واقعي هنر پيشه اصلا بد نیست طفلکی را به این شکل در آوردند. اشکال از گريمش بود!
بعد فيلم ما نیز با مشتهاي گره کرده کلي شعار مرگ بر آ... سر داديم و تا منزل براي تحريم ديدن اين فيلم پياده روي کرديم! داشتم فکر مي کردم که چقدر راحت بين يک فيلم کمدي نيشگوني هم از ايران مي گيرند. حالا باید منتظر موج سر و صداها باشيم، من که از همين حالا ديدن اين فيلم را در صورتيکه بليطي برايش خريده شود و پولي به جيب کارگردانش برود، مردود اعلام مي کنم (فتواي جديد، حرامه ) البته از دستفروشهاي کنار خيابان اشکالي نداره چون يک کمکي هم به ملت خودمون مي شه![]()
تا ببينيم سينماي ايران کي ميتونه جواب اين قبیل فيلمها را فارغ از هر گونه زنده باد و مرده باد بدهد![]()